سهیل پرهیزی - ۲۱ مهر ۱۳۹۲
سپیده دم - مجید توکلی، متولد سال ۱۳۶۵، همان فعال دانشجویی است که روز ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در مراسم روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر بعد از سخنرانی به جرم انتقاد به احمدی نژاد و خامنهای زندانی شد. بعد از بازداشت مجید توکلی در روز دانشجو، رسانههای حامی حکومت عکس های او را در لباس زنانه منتشر کردند و گفتند او برای فرار از دست مأموران چادر و روسری سر کرده است. اما رسانههای مخالف حکومت به نقل از شاهدان عینی گفتند که مجید توکلی هنگام بازداشت که با ضرب و شتم مأموران همراه بوده، لباس زنانه نداشت و عکس او احتمالا در بازداشتگاه گرفته شده است. مردان بسیاری از سراسر دنیا در حمایتش روسری بر سر کردند و مجید شدند تا او تنها نماند.
مجید توکلی مدتی پس از انتقال از زندان اوین به زندان رجاییشهر کرج، اعتصاب غذا کرد که به گفته نزدیکانش، این اعتصاب او را در وضعیت جسمی بحرانی قرار داد.
۳ سال بعد کمیته برگزاری جایزه بینالمللی صلح دانشجویی، بهمن ماه سال ۱۳۹۱ جایزه صلح ۲۰۱۳ را طی مراسم باشکوهی در شهر تروندهایم نروژ به مجید توکلی دانشجوی زندانی در ایران داد. در مراسم همچنین عکس دانشجویان کشورهای هند، پرو، جمهوری چک، فرانسه، نروژ و … در حمایت از مجید توکلی، نمایش داده شد. در عکسها نوشته شده بود“ما همه مجید توکلی هستیم.” و همچنین بخشی از سخنرانی مجید توکلی در روز دانشجوی سال ۱۳۸۸ در انتقاد از سیاست های رهبر ایران، سانسور و سرکوبی فعالان سیاسی پخش شد.
پیش از مراسم هم دانشجویان از ۱۱۶ ملیت مختلف برای حمایت از این دانشجوی زندانی ایرانی، به راه پیمایی صلح آمیز پرداختند و یک روز پیش از مراسم، اسم مجید توکلی بر سنگفرش یکی از خیابانهای تروندهایم نروژ ثبت شد.
در بیانیه کمیته برگزاری جایزه صلح دانشجویی گفته شد که به دلیل تلاش آقای توکلی در راه ارتقای صلح، دمکراسی و آزادی این جایزه به او تعلق گرفت.
با وجود همهٔ این اتفاقها و انعکاس این اخبار در سطح بینالمللی، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در مصاحبه باپایگاه خبری آمریکایی “ دیلی بیست ” میگوید مجید توکلی را نمی شناسد.
جواد ظریف وزیر امور خارجه کسی را که در حمایتش مردم دنیا از ۱۱۶ ملیت مختلف به راه پیمایی صلح آمیز پرداختند، نمیشناسد
دیوید کیز، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار، درگزارشی که برای پایگاه خبری آمریکایی “ دیلی بیست ”، دیوید کیز، وقتی ظریف وزیر خارجه و معاونش خزاعی در نیوریرک بودند با آنها مصاحبه ای کرد ولی قول داد مصاحبه را چاپ نکند اما الان زیر قولش زد . خودش علت این کار را اینطور توضیح میدهد:
وقتی از ظریف پرسیدم چطور شما از فیسبوک استفاده میکنی ولی مردم این حق رو ندارند گفت: ‘هاها زندگی همینه’. وقتی ازش راجع به مجید توکلی، دانشجوی زندانی پرسیدم گفت: ‘من نمیشناسمش’.
رفتم سراغ خزاعی و ازش راجع به ممنوعیت فیسبوک پرسیدم که گفت: ‘من فیسبوک ندارم برای همین در جریان نیستم’. ازش راجع به زندانی های سیاسی پرسیدم که گفت اسم هیچکدومشون رو جز نسرین ستوده نشنیده که اونم از طریق رسانه ها بوده. پس نتیجه میگیریم که ما رسانه ها باید تا میتونیم راجع به زندانی های سیاسی ایران سر و صدا کنیم که مسئولان ایران با اونهایی که به زندان میندازند آشنایی پیدا کنند. منم با وجود اینکه گفتید این مصاحبه رو منتشر نکنم در توضیح دلیل کارم بهتون میگم ‘هاها زندگی همینه دیگه’
لازم به ذکر است دیوید کیز مدیر و بنیانگذار دو سازمان حقوق بشری ( executive director of Advancing Human Rights and co-founder of CyberDissidents.org ) روزنامه نگاری است که برایروزنامههای معتبری چون نیو یورک تایمز، واشنگتن پست، وال استریت ژورنال، نشریه فارین پالیسی و بسیاری از نشریات دیگر گزارش مینویسد، و تا این لحظه پس از گذشت ۵ روز، محمد جواد ظریف اظهارات خود را در این مصاحبه تکذیب نکرده است.
آیا اینکه جواد ظریف، مجید توکلی را نمی شناسد، به شأن حقوق بشر و سازمان ملل ضربه میزند یا به شأن وزیر امور خارجه
پس از خواندن اظهارات وزیر امور خارجه که طبیعتا میبایست در مورد اتفاق هایی که در سطح بینالمللی در رابطه با ایرانیان میافتد آگاهی داشته باشد پرسشهای زیادی در ذهن ایجاد میشود.
چه گونه ممکن است، یکی از آرشیتکت های لابی رژیم در آمریکا و کسی که سالها به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل، معاون وزیر امور خارجه و … کار کرده است و ارتباطت بسیار گسترده در آمریکا و اروپا دارد، از برگزاری چنین مراسمی در نروژ و انعکاس آن در رسانههای بینالمللی بی اطلاع باشد؟ چگونه ممکن است کسی میزبان احمدینژاد در سفرهایش در آمریکا باشد، ولی نداند که دانشجوئی در ایران در اعتراض به سیاستهای دولت احمدینژاد زندانی شد، چادر سرش کردند و هزاران نفر مرد ایرانی و غیر ایرانی در حمایتش روسری و چادر سر کردند؟
چطور کسی میتواند از فیسبوک استفاده کند، و وقتی از او در مورد فیلتر بودن فیسبوک برای مردم ایران سوال شود، بخندد و بگوید ” زندگی این گونه است “؟
آیا محمد جواد ظریف واقعا مجید توکلی، دانشجویی با این مشخصات را نمیشناخته؟ یا وانمود کرده که نمیشناسد؟ اگر وزیر امور خارجه ، دانشجویی که حداقل ۱۱۶ ملیت مختلف از زندانی شدن او خبر داشته و به خیابان آمدند و نامش بر سنگ فرش خیابانهای نروژ نقش بسته است، را نشناسد پس بر عدم آگاهی خود به مسائل مردم ایران در سطح بینالمللی صحه گذاشته است، اگر هم میشناخته و وانمود کرده که نمیشناسد، پر واضح است که ایشان بیتفاوتی خود را به اصلیترین مساله مردم ایران، یعنی حقوق بشر به نمایش گذاشت! به خصوص وقتی خود آزادانه از فیسبوک استفاده میکند، ولی به فیلتر بودن آن در ایران میخندد. و سوال اصلی اینجاست که چرا چنین کسی این حق را به خود میدهد که در دیدار با خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از وضعیت حقوق بشر در ایران دفاع کند و بگوید ” نحوه کنونی تهیه گزارش ها درمورد وضع حقوق بشر درایران، به شأن حقوق بشر وسازمان ملل ضربه می زند!؟ ”

شیرین عبادی در گفتگو با صدای آمریکا میگوید: آقای ظریف صورت مساله رو میخواهند بدین ترتیب پاک کنند، و گزارشات مستند آقای شهید رو زیر سوال میبرند، در حقیقت آقای ظریف با دعوت از خانم پیلای، عدم صداقت خود را نسبت به آنچه که ادعا میکردند بهش معتقد هستند یعنی حقوق بشر، ثابت کردند. زیرا که اگر معتقد هستند حقوق بشر در ایران رعایت میشود، میبایست گزارشگر رو دعوت کنند، نه اینکه دعوت گزارشگر را رد کنند و اجازه ندهند بیاید و یک مقام تشریفاتی که اجازه تهیه گزارش را هم ندارد دعوت کند.
آیا آقای ظریف که خود یکی از سر شناسترین دانشجویان زندانی در سطح بینالمللی را نمیشناسد، ( یا وانمود میکند که نمیشناسد) بیشتر به شأن حقوق بشر ضربه میزند یا سازمان ملل که وقتی خانواده مجید توکلی به دلیل بی مسئولیتی مقامات ایرانی مجبور میشوند، به دبیر کل سازمان ملل نامه نامه بنویسند و تقاضا کنند که مجید را از مرگ نجات دهد؟ آیا اگر سازمان ملل بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی که ایران امضا کرده، به نامههای رسیده ترتیب اثر دهد و از حکومت ایران بخواهد که به وضعیت مجید توکلی رسیدگی کنند، بهشان سازمان خود لطمه میزند یا به وظیفه اش عمل میکند؟
با وجود همه این سوالات، روزنامه نگرانی هستند که ستایشگر قدرت شده اند و حاضر نیستند که از وزیر امور خارجه دولتی که انتخاب کرده اند انتقاد کنند. آزاده اسدی مجید توکلی را همردیف زندانیان گمنام میپندارد و مسیح علینژاد نیز “نگران دلخور شدن هواداران آقای ظریف” است، و با وجود تلاشهای گسترده برای پر آوازه کردن نام مجید توکلی، میگوید باید از خودش و مردم انتقاد کرد، چرا که این میزان فریاد برای آنکه جناب ظریف بشنود کم بوده است! آیا اگر چنین اظهارنظری در زمان احمدینژاد ما از وزیر امور خارجه او میشنیدیم، میبایست نگران هواداران منوچهر متکی میماندیم؟
آزاده اسدی روزنامه نگار و یکی از فعالین کمپ انتخاباتی حسن روحانی، ساکن لندن میگوید:
خیلی ساده است برای اینکه خیلی از این کسانی که زندانی هستند نتیجه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود!
و واقعا من نمی دونم که آقای ظریف چجوری باید اسم تک به تک زندانی های هزینه داده این سالها را بدونه؟
شما می دونید
واقعا فکر می کنید چرا ظریف باید به اسم مجید توکلی را بشناسه؟
مسیح علینژاد یکی از دیگر روزنامه نگران طرفدار روحانی که او هم ساکن لندن است که در زمان سفر روحانی به آمریکا در صفحه فیسبوک خود نوشته بود “ آقای روحانی سر راهت بیا لندن مرا هم با خودت به خانهام ببر“ حال پس از انعکاس گسترده مصاحبه وزیر امور خارجه با دیلی بیست مطلبی نوشته و در انتها حسین شریعتمداری روزنامه کیهان را مقصر میداند : ما مجید را به «آرشیو» سپردیم برای اینکه «برخی» تاکید می کنم برخی از هوادارنِ آقای ظریف دوباره از من دلخور نشوند که چرا باید از ظریف نقد و پرسش کرد، برای همین به خودمان نقد می کنم، به خودم که نام یک دانشجوی دربند به نام مجید توکلی را آنقدر تکرار نکردیم و تکرار نکردم که دیلی بیست گزارش داده وقتی خبرنگار نگارش از وزیر امور خارجه ایران در مورد وضعیت مجید توکلی سوال کرد او گفت اصلا چنین فردی را نمی شناسد …
آیا روزنامه نگرانی که ستایشگر دولتمردان هستند به دولت و کشور خدمت میکنند؟ چرا از رئیس جمهور و دیگر مقامات جمهوری اسلامی در مورد مجید توکلی و صدها دانشجوی زندانی نمی پرسند؟
دوست دارم که دوست عیب مرا همچـــو آئینـــــــه روبرو گـوید
نه که چون شانه با هزار زبان پشت ســـــر رفته مـو به مو گوید
نشانی دهلوی
ژیلا بنییعقوب میگوید: “مدتی است که مبهوت به زبان ستایش گر برخی از همکاران روزنامه نگار برای شخصیتهای دولتی و صاحبان قدرت نگاه می کنم و از خودم می پرسم مگر روزنامه نگار وظیفهاش رصد کردن قدرت نیست که این همکاران به جای نظارت بر قدرت و نقد مداوم آن، مدام در حال ستایش کسانی هستند که تازه (و یا دوباره )به قدرت رسیده اند.شاید برخی از همکاران روزنامه نگارم فکر می کنند وقتی به کسی رای داده اند و حالا آن فرد رییس جمهور شده، مدام باید برای او هورا بکشند و همه رفتارها و کارهایش را تحسین و توجیه کنند برخی همکاران طوری رفتار می کنند که انگار مسوول روابط عمومی رییس جمهور و یا فلان وزیر هستند… دلم می خواهد به این همکاران بگویم در روز انتخابات به آن فرد رای دادید و تمام شد، حالا اگر روزنامه نگارید دیگر زمان دفاع از رای تان در نشریهای که کار می کنید نیست.البته اگر خیلی علاقمندید می توانید در خانه و محافل شخصی تا دلتان می خواهد به صاحبان قدرت و سیاستمداران مورد علاقه تان ابراز محبت کنید، اما باور کنید که در رسانهها مردم انتظار دیگری از شما دارند.اگر دوست دارید که بر قدرت نظارت نکنید بلکه توجیه کننده و مبلغ آن باشید می توانید در روابط عمومیها مشغول به کار شوید و یا فعال حزبی باشید و به راحتی از سیاستمداران محبوب خود حمایت کنید”.

Inga kommentarer:
Skicka en kommentar