زن

زن
iran

Pages

måndag 20 maj 2013



رضا خندان همسر نسرین ستوده:



ديروز يكشنبه روز ملاقات بند زنان سياسي بود. خبرهاي خوبي براي نسرين و همبندي‌هايش نداشتيم.

شب قبل، خبر تمديد نشدن مرخصي زندانياني را داشتيم كه با وعده‌ي مرخصي منجر به آزادي، در ازاي وثيقه‌هاي ملكي كلان بيرون از زندان به سر مي‌بردند. آنها بايد همگي خود را به زندان معرفي مي‌كردند.

نسرين مي‌گفت: "قبل از آمدن به ملاقات، اعلام كردند كه مهسا (امرآبادي) و ژيلا (بني يعقوب) ملاقات حضوري دارند. و ما حدس زديم كه احتمالا قصد دارند همسران‌شان را به زندان رجايي‌شهر برگردانند وگرنه از اين ولخرجي‌ها نمي‌كردند ..."

همين خبر كافي بود تا مطمئن شويم دوستان ديگري كه قرار بود به مرخصي بيايند ديگر نبايد منتظر بمانند.

*سه هفته پيش بازي جديدي را با نسرين شروع كرده‌اند. به او قول قطعي براي مرخصي منجر به آزادي داده بودند. با اتفاقات ديروز مشخص شد كه اين وعده‌ها مثل هميشه نوعي بازي‌ رواني با زنداني و خانواده‌اش و دروغي بيش نبوده است. تنها باري كه به طور رسمي و قطعي توسط دادستاني و مقام رسمي قضايي اعلام كردند كه با مرخصي او در روزهاي عيد موافقت نشده است، از قضا 3 روز در روزهاي عيد به مرخصي آمد.*

جلوگيري از روند مرخصي‌ها، خبر اعدام‌هاي ديروز كه بي‌شباهت به اعدام آرش رحماني‌پور و محمدرضا علي‌زماني در سال 88 نبود و قطع زود هنگام و خارج از روال متعارف ملاقات ديروز، همه اتفاقاتي بودند كه بوهاي چندان خوبي از آنها به مشام نمي‌رسد.

نسرين مي‌گفت: "اتفاقا صداي بلند گوي بند آقايان را كه نام محمد حيدري و چند نفر ديگر را صدا كرد شنيدم ولي فكر نمي‌كردم براي اعدام باشد."


او كه داشت با خواهرش با تلفن كابين صحبت مي‌كرد با اشاره به مهراوه كه چشمش را به او دوخته بود مي‌گفت كه "مهراوه از شنيدن خبر اعدام حتما خيلي نگران مي‌شود."

خواهرش به او اطمينان داد كه: "نگران نباش مهراوه از تو هم قوي‌تر است."

حالا از هفته‌ي آينده بهمن (احمدي عمويي) و مسعود (باستاني) را در روزهاي ملاقات همراه خود نخواهيم داشت. در عوض خانواده‌ي خانم‌هايي كه بايد به زندان برگردند به ما مي‌پيوندند

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar